الفيض الكاشاني

82

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

است ، پس او را كشت و دفنش كرد . شيطان نزد خاندان كنيز آمد و آنها را وسوسه كرد و در دلهايشان افكند كه راهب او را باردار كرده سپس كشته و دفنش كرده است . پس خانوادهء كنيز نزد راهب آمده و از حال دخترشان پرسيدند . راهب گفت : مرده است پس شيطان در دلشان افكند كه در نزد راهب مدفون است . پس جستجو كردند و او را كشته يافتند . در اين حال شيطان پيش راهب آمد و گفت : من بودم كه كنيز را گرفتم و در دل خانواده‌اش افكندم . پس از من اطاعت كن تا رها شوى و تو را از دست آنها خلاص كنم راهب گفت : به چه چيز اطاعت كنم ؟ گفت : بر من دو سجده كن . راهب بر شيطان دو سجده كرد . پس به راهب گفت : من از تو بيزارم و اين همان ( قضيه ) است كه خداى متعال فرموده : كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ . « 135 » اينك به حيله‌گرى شيطان و مجبور ساختن راهب به اين گناهان كبيره بينديش كه تمام آن گناهان بر اثر اطاعت از شيطان در قبول كردن آن كنيز براى درمان بود و كار آسانى هم بود و بسا كه صاحب اين كار ( راهب ) گمان داشت كه كار خوب و حسنه‌اى است و شيطان آن كار را در دل راهب همراه با خواستهء نفسانى پنهان ، نيكو جلوه مىداد و همانند كسى كه به كار خير رغبت دارد پيش مىآمد پس از آن كار را از اختيار او بيرون آورده و بعضى از گناهان او را به گناه ديگرى وا مىدارد ، بطورى كه راه فرارى برايش نمىماند ، پس به خدا پناه مىبريم از ضايع ساختن آغاز كارها و پيامبر ( ص ) به فرمودهء خود به اين مطلب اشاره دارد : « هركس پيرامون قرقگاه بچرخد ممكن است در آن بيفتد » . « 136 »

--> ( 135 ) حشر / 16 : كار آنها همچون شيطان است كه به انسان گفت كافر شو ( تا مشكلات تو را حل كنم ) اين حديث را ابن ابى حاتم از طريق عوفى از ابن عباس روايت كرده چنان كه در الدّر المنثور ج 6 ، ص 199 آمده است . ( 136 ) اين حديث را بخارى به لفظ « من يرتع حول الحمى يوشك ان يوقعه ، هركس اطراف قرقگاه بچرخد احتمال افتادن در آن مىرود » از نعمان بن بشير روايت كرده و شريف رضى در المجازات النبويّه ، ص 81 ، با اين عبارت نقل كرده است « فمن ارتع حول الحمى كان قمنا ان يرتع فيه ، هركه پيرامون قرقگاه بچراند سزاوار است كه در آن بيفتد » .